Subscribe:

Ads 468x60px

ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۳۰, شنبه

نامه ای از یک زندانی سیاسی در باره مزدور پنهانی برون مرزی وزارت اطلاعات ایرج مصداقی


ایرج مصداقی کیست این مزدور را خوب بشناسید
نامه آقای پدارم زندانی سیاسی که زمانی همبند بوده با ایرج مصداقی  توابی و همکار پنهان برون مرزی وزارت اطلاعات در خارج از کشور.


ایرج مصداقی توابی همکار  پنهانی برون مرزی  وزارت اطلاعات رژیم ایران   که یکی از زندانیان سیاسی که هم بنده بوده با این ایرج  امصداقی  همکار پنهانی برون مرزی  وزارت اطلاعات  رژیم ایران که تمام خرج و مخارج چاپ کتابهایش و مجلاتش و ترتیپدادن مصاحبهایش از سوی بخش برون مرزی وزارت اطلاعات ترتیب داده میشود  در باره ایرج میگوئید ایرج در زمانیکه حکم اعدام ها شدت گرفته بود ایشان با سردژخیم دادستان رژیم و وزارت اطلاعات برای شناسائی سیاسیون همکار ی میکرده این زندانی میگوئید روزی ایرج را بردند تا غروب بر نگشت خیلی عجیب بود ایشان را شکنجه نکرده بودند هیچ آثاری بر روی بدنش دیده نمیشد یک دفعه با عصبانیت در داخل بند زندان گفت من تصمیم گرفته ام تا سرنگونی رژیم دست از مبارزه نکشم دیدیم که در نصف شب ایشان را صدا نمودند در روز بعد چند تا از بچه های بند را بردند و اعدام نمودند در آن روز من فهمیدم که ایشان با دادستانی همکاری میکنند و بچه ها را یکی  پس از دیگری لو میدهند به چند تا از بچه ها گفتم هوستان باشد که ایرج مصداقی مزدور شده  بچه ها در جواب گفتند بگذار صبر کنیم تا بعدا در بین خود ایشان را افشا میکنیم تا دیگر نتواند حرف از ما بکشد و به سردژخیم 
دادستانی بدهند. خلاصه من هم قبول کردم که بدانیم چه کاری میتوانیم انجام بدهیم برای جلوگیری از این مزدور چپنما.
خیلی مسخره بود ایرج با هر کسی که گفتگو میکرد 3 روز بعدش اعدام میشد فردی که با ایرج مصداقی در زندان حرف زده بود بعدا ما کم کم به همکاری پنهانی ایرج مصداقی پی بردیم که نباید با ایرج حرف زد چرا چون این فرد توبه نموده و دارد زندانیان سیاسی  را یکی پس از دیگری لو میدهند و باید هشیار بود در آن زمان بود که من دیگر با ایرج حرف نزدیم و روز یآمد و گفت پدرام بیا چرا با من لجی و من هم گفتم برو من هیچ حوصلی حرف زدن ندارم لطفا برو دنبال کسی دیگر.
بعدا همین که کم کم کشف شد تمامی زندانیان از ایرج میترسیدند دیگر کسی با ایشان حرف نمیزد البته چند باری کتکاریش کردند در زندان دوستان اما چون زندانبانان باهاش بودند و هواش و داشتند  خیلی زود به .کار خودش ادامه میدادندو علیه زنانیان جاسوسی میکردند
 دقیقا در سال 1367 بود که تمامی همبندیهای ایرج مصداقی بجز 2 نفر نباشد همه را اعدام نمودند.
 بعد از  دو 3 هفته ایرج آمد سراغ پدرام و گفت پدرام بیا با هم کاری انجام بدهیم گفتم چه کاری گفت دادستان همه چیز در باره شما به من گفته پدرام در جا میترسد و میگه چه میگید دیوانه هستید من هیچی نمیدانم ایرج با عصبانیت گفت خودت میگید یا بگم خلاصه پدرام خیلی میترسد میگد هیچی ندارم بگم و یک دفعه ایرج رفت دیگر ایشان را ندیدم تا روزی که قرار بود تعدادی از زندانیان سیاسی را عفوکنند پدرام کمر درد داشت و ایرج را به پیش دادستانی بردند از لابلای درب شنیدم که یکی با لباس مشکی دارد با ایرج  مصداقی در باره فرستادنش به اروپا از راه ترکیه صحبت میکند خلاصه ایرج در سال 1370 از زندان آزاد شد و پدرام ماند زمانیکه پدرام از زندان آزاد میشود وزارت اطلاعات با خرج ومخارج خودش ایرج را به ترکیه میفرستند این را فراموش نکنید ایرج مصداقی پیش از اینکه به ترکیه فرستاده بشود توسط وزارت اطلاعات به طور مخصوص توجیه شده و آموزشهای لازم برای زیر سئوال بردن نویسندگان و مخالفین رژیم را از وزارت اطلاعات آموخته است...
یادم است در  سال 1366 زندانیان سیاسی را تحت فشار قرار داده بودند که باید مصاحبه کنند به جرم خویش اعتراف کنند لاجوردی آمد و گفت هوایی آقا ایرج داشته باشید خیلی همکاری نموده و در مصاحبه اش به خیلی چیزهای کلیدی اشاره نموده اند.
و ایرج مصداقی با وزارت اطلاعات مصاحبه نموده و بعنوان عامل مخفی این وزارت خانه به خارج از کشور فرستاده شده است ایرج مصداقی قاتل خیلی از مبارزین راستین بوده در زندان چرا چون خیلی از زندانیان سیاسی را لو دادند و همه را اعدام نمودند.
وزارت اطلاعات  به ایرج مصداقی گوشزده نموده اند  اگر مجاهدین و یا گروه های سیاسی گفتند در ایران 10 هزار نفر اعدام شده  اند شما بنویس دروغ است 500 نفر اعدام شده اند اگر مخالفین گفتند 37000 نفر شما بنویس دروغ است 5000 هزار نفر اعدام شده است در سال 1367 .
ما هیچ مسئولیتی در باره انتشار خبرها بر روی این سایت نداریم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر